شغل ما تنها منبع درآمد برای تأمین مخارج زندگی ما نیست. شغل ما از بُعد دیگری یک سکوی پرتاب به سوی پلههای بالاتر مسیر حرفهای و کاری ماست. اما مسئله اینجاست که بیشتر ما در یک شغل سالها قفل میشویم و نهتنها پیشرفت نمیکنیم، بلکه دچار فرسایش شغلی نیز میشویم.
تعریف توسعه شغلی
توسعه شغلی به این مفهوم است که ما مسیر کاری خود را به یک جریان آگاهانه و دوامدارِ ارتقای دانش تخصصی، یادگیری مهارتهای مرتبط شغلی و تبدیل شدن به فردی که قادر به ادامه مسیر شغلی و پیشرفت پایدار باشد، تبدیل کنیم.
مدل برسنگ در توسعه شغلی
در رویکرد “برسنگ”، توسعه شغلی نیز مانند توسعه شخصی، بر سه ضلع دانش، مهارت و شخصیت متکی است.
ضلع اول: دانش
در ضلع دانش، فرد در جریان کار یاد میگیرد حوزه کاری خود را عمیقتر بفهمد، به آخرین دانش تخصصی بهروز باقی بماند و همچنان اصول موفقیت در حرفه و حوزه کاری خود را فراگیرد. دراین بخش فرد میفهمد مسیر کاری و شغلیاش، به چه نوع دانشی نیاز دارد، چگونه این دانش را کسب کرده و در راستای پیشبرد بهتر امور شغلی خود از آن استفاده کند.
ضلع دوم: مهارت
در ضلع مهارت، فرد مهارتهایی را فرا میگیرد که او را قادر میسازد کار خود را در مقایسه با کارمندان دیگر با کیفیتتر، با سرعت بیشتر و اثربخشتر انجام دهد. این بخش به فرد کمک میکند به یک کارمند بهتر تبدیل شود که شایسته مکافات اداره مربوطه باشد.
ضلع سوم: شخصیت
در ضلع شخصیت، بحث رسیدن به بلوغ حرفهای و یا همان استادی و چیرگی مطرح است. ویژگیهای مانند حرفهای شدن در حوزه کاری خود، خودانضباطی، مسئولیت پذیری، تعهد و در کل طرز فکر و رفتار حرفهای که از دانش و اجرای مهارتهای شغلی به سوی پلههای بالاتر موفقیت شغلی پشتیبانی میکند. اگر فرد در زیرساخت شخصیتی خود تغییرات لازم مرتبط با شغل خود را به وجود نیاورد، با بالاترین سطح دانش و بهترین مهارتها، باز هم نمیتواند به جای برسد.
مسیر توسعه شغلی
پس بناءً، توسعه شغلی به این مفهوم نیست که فرد فقط دانش و یا مهارت صرف یک شغل را یاد بگیرد، بلکه روندی تبدیل شدن به فردی است که بتواند به صورت دوامدار در یک حوزه مشخص رشد کند و ارزش خلق کند.
دراین مسیر، شما میآموزید که آگاهانه انتخاب کنید: در چه حوزهای عمیق شوید، چه مهارتهایی را به صورت جدی توسعه دهید و به چه سطحی از بلوغ حرفهای دست پیدا کند.

