تصور کنید میخواهید کوهنوردی کنید. تمرین لازم دارید، قدرت بدنی بالایی دارید، منطقه را میشناسید و اصول کوهنوردی را هم بلد هستید. اما این اولینبار است که میخواهید از این کوهی که پیش روی شماست بالا بروید.
دراینجا بهتنهایی بالا شدن بهتر است یا همراهی با کسی که این منطقه و شرایط آبوهوایی آن را بهتر از شما میشناسد و مسیر کوه را بهخوبی بلد است؟
مشخص است که حضور چنین فردی میتواند روند صعود را برای شما تسهیل کند؛ قسمی که هم در زمان و انرژی شما صرفهجویی شود و هم احتمال رسیدن به قله افزایش یابد.
کوچینگ سازمانی چیست؟
کوچینگ سازمانی، فرآیندی است که در آن بر تسهیل روند تصمیمگیری سازمانی، بهبود عملکرد تیمی، فرآیندها، ساختار و فرهنگ سازمانی تمرکز میشود.
این همراهی در جهت افزایش ظرفیت جمعی سازمان و بهبود عملکرد آن در سطح سیستم به کار گرفته میشود.
یعنی طوری که در مثال کوهنوری در بخش مقدمه به آن اشاره شد کوچ، فردی است که شانس موفقیت در صعود را افزایش میدهد، اینجا در سازمان نیز همین نقش را در تسهیل مسیر رشد و پیشرفت بر عهده دارد.
کوچینگ سازمانی براساس رویکرد برسنگ
در رویکرد “برسنگ”، کوچینگ سازمانی بر سه محور دانش، مهارت و شخصیت سازمانی قابل بحث است.
محور دانش
در این بخش روی بصیرت سازمانی کار میشود. سازمان در عین فعالیت، باید آگاه باشد که آیا در مسیر درستی قرار دارد، چه جایگاهی در بازار دارد و چه عواملی جدیدی فعال شدهاند که میتوانند بر عملکرد آن تاثیر بگذارند. همچنین باید بداند چه فرصتها و تهدیدهای جدیدی ظهور کرده اند.
در اینجا، شناخت سازمانی تقویت میشود تا بتواند تصمیمهای سرنوشتساز بگیرد.
محور مهارت
در محور مهارت، سازمان برای اینکه بتواند تصمیمها و استراتژیهایی را که در محور دانش اتخاد شدهاند بهدرستی اجرا کند، باید مهارتهای مرتبط را در سطح تیمهای کاری تقویت نماید.
این بخش میتواند هم بر بهبود مهارتهای موجود تمرکز داشته باشد و یا روند یادگیری مهارتهای جدیدی در سطح تیمها و یا حتی سطح رهبری را تسهیل کند.
محور شخصیت
در برخی سازمانها، فرهنگهایی شکل گرفتهاند که یا حالت ایستایی را حفظ میکنند یا حتی سازمان را به سمت رکود و ورشکستگی سوق میدهند.
در چنین شرایطی، میزان مسئولیتپذیری جمعی کاهش مییابد، کیفیت ارتباطات آسیب میبیند، نحوه تصمیمگیری دچار اختلال میشود و ارزشهای مشترک تضعیف میگردند. در نتیجه، سازمان بهصورت تدریجی رکود یا حتی ورشکستگی را در درون خود پرورش میدهد.
در این مواقع، مداخله حرفهای از سوی کوچ سازمانی میتواند در بهبود فرهنگ سازمانی و بازسازی هویت و شخصیت سازمانی نقش برجستهای بازی کند.
در نتیجه
پس بناءً، کوچینگ سازمانی یک مداخله حرفهای است که کسبوکارها برای بهبود عملکرد و حرکت مؤثر در مسیر رسیدن به اهداف خود، گاهی به آن نیاز پیدا میکنند.

