ما انسانها گاهی از لحاظ روانی آسیب میبینیم یا در معرض آسیب قرار میگیریم. در همچون شرایطی، ممکن است دانش، تواناییها و ویژگیهای شخصیتی ما برای حل مسئله یا سازگاری با وضعیت سخت پیشآمده کافی نباشد. در اینجاست که نیاز به مداخله یک مشاور متخصص احساس میشود.
مشاوره براساس رویکرد برسنگ
در رویکرد “برسنگ”، مشاوره بر سه محور دانش، مهارت و شخصیت متکی است. دراین رویکرد، به مسئله فرد تنها بهعنوان یک مشکل مقطعی دیده نمیشود، بلکه در بستر کلی زندگی او بررسی میشود؛ اینکه چگونه یک مسئله در مسیر فردی، خانوادگی، ارتباطی یا شغلی میتواند او را از اهداف اصلی زندگیاش دور کند.
هدف فراتر از حل مشکل
دراین رویکرد، هدف تنها و تنها حل مسئله نیست، بلکه توانمندسازی فرد برای رویارویی با مشکلات زندگی است. در اینجا تلاش میشود فرد به دانش و مهارتهای لازم مجهز شود و همزمان، ویژگیهای شخصیتیای در او تقویت شود که از تکرار مشکلات مشابه در آینده جلوگیری کند.
محور دانش
در محور دانش، روی ارتقای آگاهی فرد کار میشود. فرد الگوهای فکری، احساسی و رفتاری خود را میشناسد، ماهیت مسئله را درک میکند، نقش دیگران در زندگی خود را میبیند و در نهایت نقش خود را در حل مسائل بهعنوان تنها مسئول زندگی خودش، میپذیرد.
محور مهارت
در محور مهارت، عبور از مرحله شناخت، به مرحله اقدام به منظور ایجاد تغییر است. دراین بخش، فرد مهارتها و تکنیکهای لازم را فرا میگیرد تا بتواند عملاً تغییرات واقعی در خود، روابط و محیط اطرافش ایجاد کند؛ تغییراتی که باعث حل مسئله و یا سازگاری با شرایط سخت میشود.
محور شخصیت
در محور شخصیت، تلاش بر این است تا ویژگیهای که باعث میشود فرد در مسیر تغییر، پایداری و تابآوری بیشتری پیدا کند، تقویت شود. در این سطح، هدف فراتر از حل مشکل فعلی است و در فرد ظرفیت مقابله با مشکلات مشابه در آینده ایجاد میشود.
در نتیجه
پس بناءً، کار ما در مشاوره تنها کمک برای حل مشکلاتی که افراد با آن درگیر هستند نیست، بلکه بیشتر توانمند کردن آنان است که نهتنها مسئله فعلی خود را بتوانند حل کنند، بلکه یک روند روبهرشد را آغاز کنند تا در آیندهها بدون نیاز به مداخله مشاور، مشکلات و مسائل خود را خود شان حل کنند.

